نیمکت هایی که خالی ماندند به یاد تمام دانش آموزان شهید ایران در وقایع و جنگ ها

چون سیزده به در شود و بار دگر زنگ مدرسه به صدا درآید، اگر آوای امید این سرزمین، هیاهوی کودکان ایران که خود ایرانند، نباشد، هیچ لذتی ندارد.

فرزندان‌مان، آن جان‌های عزیزتر از جان که در روسیاهی بشریت (در وقایع و جنگ‌های ۱۴۰۴) توسط جنایتکارانِ رسوا شدۀ تاریخ در خون پاک خود غلتیدند؛ که در آن دم، در نگاه آخرشان، شعر ایران سرزمینِ خوبان، نمایان بود.

نازنین کودکانی که کاش می‌توانستند با دست‌های معصوم و کوچک‌شان، ریسمان بادبادک عشق را در آسمان محبت، صلح و دوستی به پرواز درآورند و در دفترشان بنویسند: “کودکان شروع کننده‌ی هیچ جنگی نیستند و قربانی هیچ جنگی نباید باشند.”

امّا ما آموزگارانِ این سرزمین، امیدوارِ امیدآفرین، خواهیم ایستاد؛ گاه با قلم و گاه با جان، برای ایرانی مستقل، آباد و آزاد؛ برای فردایی پر از صلح و به‌دور از جنگ برای کودکان‌مان.

دکتر قربانیمعلم و مدیر آکادمی تیزلاینفروردین ۱۴۰۵

چون سیزده به در شود و بار دگر زنگ مدرسه به صدا درآید، اگر آوای امید این سرزمین، هیاهوی کودکان ایران که خود ایرانند، نباشد، هیچ لذتی ندارد.